دیوان اشراف

دیوان اشراف مکمل کار دیوان استیفا و اگر کار دیوان استیفا را جمع آوری مالیات و محاسبه آنها بدانیم ، کار دیوان اشراف نظارت بر گزارشهای مالی، محاسبات و بطور کلی بازرسی مالی بود.

دیوان اشراف همانند دیوان استیفا مٲمورانی داشت که به آنها مشرف می گفتند و زیر دست رییس دیوان اشراف که به وی مشرف کل می گفتند به فعالیت می پرداختند. وظیفه مشرفان بازرسی مالی ولایات بود.

واژه هاي اختصاصي:
اشراف: ذيل پايگاههاي اشراف از عهد غزنوي تا مغول وجود داشته و از مقام بريدي برتر بوده. 
 مشرف: ديده ور، شنونده، خبر دهنده 
 منهي: خبر دهنده، مشرف، خبر رسان
جاسوس: جست وجو کننده خبر براي بدي، شخصي که از ملکي به ملک ديگر خبر برد.
لغات بالا همگي در معناي جاسوسي و خبر چيني است که از ضرورتهاي هر حکومتي است. در حقيقت ديوان اشراف همانند وزارت اطلاعات امروزي است. 
مشرف: شاه او را براي منطقه اي تعيين مي کرده و همه مردم او را مي شناختند و به او احترام مي گذاشتند. اما اين شخص خود زير دستاني به نام مشرف داشته که مخفيانه خبر ها را جمع مي کردن و کار ديواني و اداري انجام نمي دادند.
راه هاي خبر رساني: 
مشرفان گاهي به علت کنترل راهها مجبور مي شدند از افراد ناشناس براي رساندن پيامها استفاده کنند. مانند سياحان يا کفشگران
دامنه کار اشراف:
 از تاريخ بيهقي مشخص مي شود که به هيچ کس نمي توان اعتماد داشت، امير محمد بر امير مسعود مشرفان داشته که احوال او را جستجو مي کردند و صورت او را نزد پدر زشت مي کردند.نوشتگين خاصه خادم محمود از سوي امير مسعود مشرف بود بر پدرش محمود که خبر ها که رفتي باز نمودي، طغرل غلام خاص يوسف عموي مسعود هم از سوي وي به مشرفي اربابش گماشته شده بود و خلاصه همه براي هم جاسوس گماشته بودند، پدر براي پسر و پسر براي پدر و برادر براي برادر و...
دلايل جاسوسي: 
شاه براي جلو گيري از ضرر و فساد و آشوب در جامعه جاسوساني گماشته بود و از جاي جاي کشور هر اتفاقي را آشکارا يا رمزي به هر شکل که شده به اطلاع شاه مي رساندند که نمونه هاي آن در جاي جاي تاريخ بيهقي ديده مي شود.

---------------

منبع: ویکی پدیا-سایت جامع گردشگری آنوبانی نی